معين الدين محمد زمچى اسفزارى

75

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

ساخته و چيزى در ديوار باره افزود و خندق را عميق‌تر ساخته . و سيفى هروى در كتاب خود نقل كرده كه از مولانا ناصر الدين چشتى شنيدم كه ميگفت « 1 » : كه در يكى از تواريخ خراسان يافته‌ام كه هرات را پيغامبرى بوحى ساخته بتعليم جبرئيل عم و اين رباعى نيز در باب بناى شهر هرات مشهورست : لهراسب نهادست هرى را بنياد * گشتاسب درو بناى ديگر بنهاد بهمن پس از آن عمارتى از نو كرد * اسكندر روميش همه داد بباد « 2 » و ابو الحسين صفوانى روايت كرده است از ابو العباس انصارى و او از ابو الحسن شيبانى و او از جدّ خود و او از ابو منصور بن عبد الحميد و او از ابو امامهء باهلى كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود كه بدرستى كه حضرت حق سبحانه و تعالى را در خراسان شهريست كه آن را هرات « 3 » خوانند و خضر و الياس و ذو القرنين او را بنا كرده‌اند . و آنحضرت بر آن شهر بركت خواسته « 4 » . و نقلست كه شيخ ابو المظفر مالينى زاهد رح « 5 » گفت : كه روزى من بر « 6 » بارهء هرات رفته بودم و نشسته متفكروار بر حالهاى « 7 » گذشته تامل ميكردم از روى اعتبار ناگاه خضر را عم ديدم كه مرا گفت « 8 » در چكارى ؟ گفتم در انديشه روزگار و گردش

--> ( 1 ) - مج : كه ميگفت . مك : كه او گفت . ( 2 ) - اين رباعى را حافظ ابرو نيز در كتاب جغرافى خود آورده است . ( 3 ) - مج : سبحانه و تعالى در خراسان شهرى آفريده كه او را هرات . مك : سبحانه و تعالى را در خراسان شهريست كه آن را هرات خوانند . ( 4 ) - مج : و آنحضرت بر ان شهر بركت خواسته . مك : و از حضرت الهى بر آن شهر بركت خواسته . ( 5 ) - مج : مالينى الزاهد رح گفت . مك : مالينى زاهد رحمة إله گفت . ( 6 ) - مج : گفت : روزى من بارهء هرات . مك : گفت : كه روزى من بر بارهء هرات ( 7 ) - مج : و نشسته و از دير حالها گذشته . مك : و نشسته متفكروار بر حالهاى گذشته . ( 8 ) - مج : خضر را عم ديدم كه مرا گفت . مك : خضر را عليه الصلاة و السلام ديدم مرا گفت .